تبليغاتX
پیله تنگ پروانگی
پیش از آنی که درختان همگی دار شوند ... شاخه ها را بتکانید که بیدار شوند !

مطلبی که در پست قبلی گذاشتیم به خاطر تذکر این مطلب بود که تعصب کورکورانه و جهالت ملیت و دین و فرهنگ خاصی نمی شناسد و سرچشمه از پلیدیهای دروني انسان میگیرد.

در حالیکه  رسانه های حیله گر غربی و مخالفان بی منطق فرهنگ ايمان به خدا مدام در گوش مردم زمزمه میکنند که مسلمانها متعصب و خشونت طلب و ... هستند ، با اندكي دقت و ريز بيني متوجه حيله كثيف آنها و يا جهالتشان ميشويم. پليدي را بايست كه از ريشه بركند نه اينكه كنار بوته هاش دانه زشتي ديگري كاشت.

مبارزه همراه با يكسو نگري با پليدي خود نوعي كثافت تازه است كه به جهان مان هديه ميكنيم !

مطلب زير اشاره اي است به ماجراي زيبايي  در دنياي مسيحيت و دين الهي عيسي پيامبر ، كه شباهت بسيار با فرهنگ اسلامي خودمان را مي توانيم  در لابلاي آن ببينيم تا در يابيم كه زيبايي ايمان متعلق به ملت يا قوم يا دين و فرهنگ خاصي نيست بلكه متعلق به انسان هاي پاك تمام عالم است .

ماجراي قديس برنادت

                              

برنادت سوبيرو  14  ساله بود كه مريم مقدس مادر مهربان عيسي مسيح (ع) را ديد . او بچة  بزرگ يك خانوادة  8  نفره بود ، اهل نورز Nevers  در جنوب فرانسه . پدرش آسيابان بود و مادرش رختشويي مي كرد . او بعد از اين اتفاق به صومعه رفت و راهبه شد . برنادت از بچگي ، تنگي نفس داشت و در صومعه ، سل استخوان سراغش آمد. برنادت در  35  سالگي (آوريل  1879) از دنيا رفت .

در  1909  بعد از نبش قبر، ديدند جسد او دست نخورده و سالم است . هر چند صليب و تسبيحي كه دستش بود ، زنگ زده بود . دوباره دفنش كردند و در  1919  ديدند هنوز سالم و زيباست مثل روز اول . ديگر دفنش نكردند . او را گذاشتند توي تابوتي شيشه اي در كليساي كوچكي كه بالاخره كشيش ها در آن جا كه بانو گفته بود، ساخته بودند . اگر گذرتان به جنوب فرانسه افتاد ، مي توانيد برويد و او را كه با صورت آرام و معصوم ، خوابيده ، ببينيد. آدم هاي زيادي هر سال به زيارت او و چشمه اي كه بانو ، برنادت را به جست وجويش فرستاد ، مي روند . آب اين چشمه، خيلي ها را شفا داده است .

 اينهم خاطره زيارت يك ايراني هموطن از  آرامگاه بانو برنادت در فرانسه

وقتي از مدرسه‌ي سعدي گفتند كه مي‌خواهند ما را به سفر زيارت ببرند، اول خنده‌ام گرفت. فكر كردم اشتباهي شده و به جاي سفر سياحتي گفته‌اند زيارتي، اما وقتي برگه‌ي توضيح سفر را دادند و ديدم رويش نوشته سفر زيارتي، فهميدم اشتباهي در كار نبوده .
"سفر زيارتي در فرانسه"
  اگر چه تضاد قشنگي دارد اما عين حقيقت بود
.
ساعت 8 راه افتاديم به سمت شهر نووق
، آرامگاه برنادت ، پيش‌تر چيزهايي از ديگران درباره‌ي فيلم " آهنگ برنادت " شنيده بودم اما خودم اين فيلم را نديده بودم و بدون هيچ زمينه‌ي ذهني و تنها با چند توضيح كوتاه و مختصر مي‌رفتم تا برنادت را ببينم
.
شنيدن اين كه جسد دختركي كه مريم مقدس را ديده
، سالم مانده ، برايم تعجب‌آور نبود ، چرا كه چنين روايت‌هايي را شنيده بودم....


اما اين‌كه اين صحنه را به چشم خود ببينم كه جسدي بعد از سال‌ها وقتي از خاك بيرون آمده است برايم يك دنيا جذابيت داشت
. بي‌شك اين تنها تجربه‌ي عيني بود كه مي‌شد از اين روايت‌ها كرد و به اين خاطر من مشتاق بودم تا زودتر ثانيه‌هاي آن ديدار را درك كنم .
وقتي به نووق رسيديم و وقتي به دير كوچك رفتم
، باورم نشد كه اين استثنا را در چنين شهر آرام ، خاموش و كوچك ( و با چنين غربتي )  گذاشته باشند ؛ دير در محوطه‌ي كوچكي بود كه در گوشه‌اش غاري را شبيه به غاري كه برنادت در آن‌جا حضرت مريم را ديده درست كرده بودند ، ( اصل غار در شهر لوقد بود )

                        
در غار پر بود از شمع‌هايي كه مردم روشن كرده بودند و در ديواره‌ي غار كاغذهاي كوچكي بود كه مردم حاجت‌شان را نوشته بودند و در آن جا گذاشته بودند
.
وارد دير كه شديم
، حس خاصي همه‌ي وجودم را فرا گرفت . پدر روحاني به همراه تني چند مشغول عبادت بود . با اين‌كه چيزي نمي‌فهميدم اما آهنگ صداي‌شان طنين دلچسبي در فضاي آن‌جا انداخته بود
.
دير با اين‌كه كوچك بود اما پر بود از روح و زندگي، آرامش و حيات
( آن هم از جنس ابدي‌اش )
.
نور كم‌رنگي از پنجره‌هاي مشبك مي‌تابيد و دير را روشن مي‌كرد
، سمت چپ كليسا در گوشه‌اي ، تابوت شيشه‌اي با حاشيه‌هاي طلايي قرار داشت كه درونش جسد خانمي با لباس راهبه‌ها آرام در آن آرميده بود .

               
چشم‌هايش را بسته بود و انگشتانش را در هم گره زده روي سينه‌اش گذاشته بود. در بين دست‌هاي سفيدش تسبيحي چوبي قرار داشت. نگاه كه مي‌كردي چيزي در دلت فرو مي‌ريخت. گمان نكنم كه كسي وقتي برنادت را نگاه مي‌كرد حس كرده باشد كه مرده است. انگار چند ثانيه پيش براي لحظه‌اي كوتاه چشمانش را بسته است
. به نوعي مي‌شد در چهره‌ي او ، آرامش برزخي را به وضوح ديد
.
وقتي برنادت را ديدم مطمئن شدم كه راه‌ها متفاوت است و گرنه هدف و مقصود يكي است
. راه‌هاي رسيدن به خدا بسيار است ، به شرط آن‌كه نگاهت به قله باشد .

ديدن برنادت لذت خاصي داشت ، و دروغ نيست اگر بگويم وقتي خوب به دستانش خيره مي‌شدي حس مي‌كردي تكان مي‌خورد ، نفس مي‌كشد ، (از بسياري ديگر كه در آن‌جا بودند هم شنيدم )

               

ديدن اين صحنه‌ها ، درك كردن آن ثانيه‌ها و چشيدن لذت نفس كشيدن در هواي مقدس آن‌جا كافي بود تا هر كافري خدا را باور كند ، وجود همين يك نشانه بس بود براي هر عاقلي تا بفهمد مي‌شود همه‌ي دين را از يك تابوت در فرانسه فهميد .

*************************************************

بله ... دين الهي ، خداوند ، ايمان و ... مرز نداره و متعلق به كسي يا در انحصار قومي نيست .

زيبايي ايمان هر جا كه باشي تو رو مثل نسيم بغل ميكنه و تا بهشت خدا ميبره ...

و كثافت جهل هم هر جا كه باشي و با هر كلاس و سواد و فكري ... ميتونه مثل يه راه فاضلاب بغلت بگيره و تا درك جهنم همراهيت كنه !! .........

اينو گفتم تا همه بدونيم كه تعصب كور مسلمون و مسيحي و كافر و روشنفكر و ... نميشناسه . چه بسا بي سواد دين داري كه با پاكي قلب خودش بسيار انسان تر از روشنفكر نماي با مدرك مزبله دل  متعصب باشه... بياييم چشمهامونو به روي حقيقت اونچه كه هستيم باز كنيم . 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 2:49  توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) | 

 

این خبر عینا" از سایت عصر ایران نقل میگردد :

   

عصرایران- یک مسیحی مصری به خاطر روی آوردن خواهرش به اسلام و ازدواج با یک مسلمان با هجوم به خانه خواهرش و شلیک گلوله به سمت آنها ، دامادشان احمد صالح را کشت و خوهرش مریم عاطف و خواهر زاده 9 ماه اش نورا را زخمی کرد.

بنا به گزارش الشرق الاوسط به نقل از منابع پلیس مصر ، همسر این زن تازه مسلمان در همان لحظات اولیه جان خود را از دست داد، مریم عاطف جراحات سطحی برداشت اما حال دختر 9 ماهه شان بر اثر اصابت گلوله به صورتش وخیم است.

براساس این گزارش، فرد مسیحی به وسیله کلت کمری و با همکاری عمویش به این خانواده هجوم آورده بود.

اسماعیل الشاعر رئیس پلیس قاهره در این باره گفت : گروهی از نیروهای پلیس به دنبال این دو جنایتکار هستند تا آنها را تحویل عدالت بدهند، همچنین برای جلوگیری از احتمال درگیری میان این دو خانواده منازل آنها تحت مراقبت است.

این اتفاق پس از آن رخ داد که برادر مسیحی این زن مسلمان از وی خواست از همسرش جدا شود که این امر با مخالفت وی رویرو شد .

در پی این حادثه ،درگیری های گسترده ای میان مسیحان و مسلمانان منطقه صورت گرفت که با دخالت نیروی پلیس و استفاده از گاز اشک آور ، اوضاع کنترل شد.
این در گیری هایک مسیحی به قتل رسید و سه مسیحی دیگر ویک مسلمان مجروح شدند.

جنوب قاهره ر در سال 1999 نیز شاهد بزرگترین درگیری میان مسلمانان ومسیحیان بود که طی آن 44 نفر کشته و مجروح شدند.

 

             نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 4:59  توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) | 
                                                

با سلام خدمت دوستان عزیزم

باتوجه به رفتن ماه مبارک و دوست داشتنی رمضان مطلبی را برای شما آماده کرده ام که امیدوارم مورد توجه و عنایت شما قرار بگیرد. درست است که ماه تمرین گرسنگی تمام شد ولی از یاد بردن گرسنگان اطراف مان گناه بخشودنی نیست ...

امروزه کشورهای پیشرفته جهان ، متمدنين غربي كه اول و آخر انسانيت هستند و قبل از آنها كسي روي كره خاكي انسان نبوده است !! مهمترين مشگل اجتماعيشان مصرف گرايي ، پرخوري ، چاقي و بي اعتنايي به ديگران و... است واين در حاليست كه مردم فقير بسياري از كشورهاي آسيا ، آمريكاي جنوبي و خصوصا" افريقا در اثر گرسنگي مفرط هر روز با كابوس مرگ دست و پنجه نرم ميكنند ! آيا ما معني اين جمله را خوب درك ميكنيم ؟ بهتر است اعتراف كنيم هرگز !!...

حالا خودتان قضاوت كنيد : آيا انسان امروز چنان كه نشان ميدهد متمدن است ؟؟؟!!!

*****************************************************************

اوضاع مردم متمدن با كشورهاي سلطه گر و غارتگر !!

   

    

   .......

***************************************************************************

و حالا مردم كشورهاي گرسنه و استعمار شده :

   

     ....

اين مطلب را هم ببينيد و بخوانيد بد نيست !! البته بهتر است بگوييم دهشتناك است !...

 *************************************************

افزایش قیمت ها و کمبود مواد غذایی تهدیدی جدی برای ثبات شکننده هاییتی به شمار می رود و در این شرایط کلوچه های خاکی از معدود راه های فرار از گرسنگی برای فقیر ترین  مردم این کشور است.

6 

1

ادامه مطلب را ببینید


3

پسری ۱۱ ساله در حال نشان دادن زبانش بعد از خوردن کلوچه خاکی 

با افزایش قیمت مواد غذایی افراد فقیر هاییتی نمی توانند در شبانه روز غذایی برای خوردن به دست بیاورند، لذا بعضی از آنها تنها برای پر کردن معده خود هر چیزی را که جلوی دست شان باشد، می خورند.

2

بازار دست فروشی کلوچه های خاکی

خاک مورد استفاده در ساخت این کلوچه ها  توسط زنان باردار و کودکان به عنوان ماده یی ضداسید و منبعی برای تهیه کلسیم به شدت مورد استفاده قرار می گیرد. اما در حال حاضر این کلوچه ها غذای اصلی مناطق فقیر نشین هاییتی است .

7

زنی در حال تست کردن کلوچه های خاکی در بازار برای خریدن

خاک زرد رنگ فلات های مرکزی این کشور برای ساخت این کلوچه ها به کار می رود . کلوچه ها نیز همزمان با افزایش قیمت مواد غذایی نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است. قیمت هر ۱۰۰ شیرینی تهیه شده از خاک ۵ دلار است!!!

5

فروشنده ای  در حال چیدن کلوچه ها در ظرفی برای فروش

در جزایر کارائیب که ۴۰ درصد از مواد غذایی مورد نیاز مردم را به کشور وارد می کند، بحران گرانی غذا نسبت به نقاط دیگر بیشتر به چشم می آید. جاری شدن سیل، سرمای شدید و از بین رفتن محصولات مزارع باعث شده که قیمت مواد اولیه غذایی در تمام دنیا بالا برود. بنا براین مردم هاییتی مانند مردم دیگر کشورهای کارائیب به علت فقر و تنگدستی چیزی برای خوردن ندارند.

4

زنی در حال ساختن کلوچه های خاکی

کلوچه ها از  از خاک ،نمک و نوعی روغن گیاهی ترد کننده  ساخته می شوند .

9

زنی  در حال جمع اوری کلوچه های خاکی

10

دستان زنی اغشته به گل در حال شکل دادن به کلوچه های خاکی

***********************************************************

بهتر است به ياد بياوريم مخارج سالانه نظامي و گسترش قدرت استعماري كشورهاي غربي در اشكال مختلف ميتواند فقر، گرسنگي، بيسوادي، جنگ و .... را به سادگي و براي هميشه از كره خاكي محو كند ...

************

البته اميدواريم به طرفداران تمدن عظيم ونجات دهنده غرب زياد برنخورده باشد و خاطر لطيفشان را مكدر نكرده باشد !!!

***

*******************************************

    منابع:    http://unforgiven.persianblog.ir

                 http://images.google.com/image

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مهر1387ساعت 3:28  توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) | 

                                     بسم الله الرحمن الر حیم  

با سلام و آرزوي قبولي عبادات تمامي شما دوستان عزيز

و پيروزي و بهروزي شما ...

 در ادامه مبحث قبل خدمتتان عرض كنم كه از اين مقال به بعد بنده به تشريح دلايل نا معتبر بودن شبهات و اتهاماتي كه به قرآن وارد ميشود در حد توان مي پردازم ... اميدوارم در اين راه از معاونت و ياري شما دوستان عزيز و همچنين ابراز نظر دوستان موافق و مخالف بهره مند گردم.

مخالفان قرآن در ادعاهاي تازه وجديد خويش به موضوع فصاحت و بلاغت قرآن تاخته اند و آنرا غير واقعي و تنها ادعاي مسلمين دانسته اند !

حال ميخواهيم ببينيم كه آيا اين امر تنها ادعاي اسلام و توهم مسلمانان است يا خير ؟؟؟ خود قرآن در اين امر و براي اثبات آن  به نوعي هماورد طلبيده است و ناتواني مخالفين براي آوردن كتابي مانند خود را دليل عجز آنان در درك شاءن كتاب و همچنين آسماني بودن و غير قابل تقليد بودن آن ميداند. اما آيا مخالفين هرگز توانسته اند كتابي در حد قرآن يا لااقل قابل مقايسه با آنرا بياورند ؟

حال براي بررسي اين ماجرا به مرور تاريخ آنرا و حوادث مربوطه را تا جايي كه بنده توان و اطلاع دارم جستجو ميكنيم :

***************************

درسالهاي ابتدايي رسالت پيامبر اسلام هستيم . محمد (ص) در آغاز ابلاغ آشكار پيام الهي خويش است . او مردم را به گرد خود جمع ميكند و براي آنها آيه هايي از قرآن ميخواند . جملاتي مسجع و خوش آهنگ كه تا اعماق قلب آدمي نفوذ ميكنند و او را منقلب ميكنند.

 تا اينجاي كار شبيه شعر به نظر مي آيند اما محمد هرگز نزد كسي درس نخوانده است !

هرگز كسي اورا در حال مطالعه كتاب يا نوشتن چيزي نديده است ! پس چگونه او حالا شاعر شده است ؟ شايد در سفر هاي تجاري و ... ؟ ولي در همين سفرها نيز او تنها نبوده است اگر او مشغول آموختن شعر يا ... خواندن كتاب و ... اينطور مسايل ميشد به حتم كسي اخبار آنرا مي آورد و مردم مطلع ميشدند .

هر چند كه در دانايي و ذكاوت او كسي شك نداشته و او حاذق ترين و امين ترين فرد در مكه و اطراف و اكناف آن در حساب و كتاب و تجارت و قضاوت هاي اخلاقي و ... بوده است ! اما شعر مسئله ديگريست . آنهم اين اشعار كه ...

در واقع محمد جوان در آن روزگار كاملا" مورد توجه مردم بود وبه سبب اصل و نسب و شغل و جايگاه خاصي كه داشت و همچنين ماجراهاي فراواني كه او را در ميان مردم مكه _ كه در سرزمين عربستان مركزيت داشت_ معروف و مشهور كرده بود ( مانند جريان ميانجي گري كار گذاشتن سنگ اسود كعبه در ميان سران قبايل ...)

اينكه محمد (ص) به طور قطع پيش كسي درس نخوانده بود و هرگز دست به قلم نبرده بود و كتابي نخوانده بود در ميان مردم مكه و ... ماجراي پنهاني نبود و در تاريخ به صورت مسلم ذكر شده است اما واضح است كه او آدم بي سواد ي_ به معناي خاص كلمه _   نبود  و هوش و دانايي او زبانزد مردمي بود كه او را مي شناختند و يا از او شنيده بودند...

اما در عين حال گفتن جملاتي در آن سطح كه برتر از تمامي اشعار معجزه گونه شعراي عرب بود كه ممتاز ترين آنها را به ديوار كعبه آويخته بودند از محمد(ص) بسيار بعيد بود و حتي غير ممكن مينمود !

در ادامه تبليغ رسالت پيامبري او با مشكالات عديده اي روبرو شد . يكي از اين موانع مبارزه هاي مخالفين بي نهايت جدي او از سران و بزرگان عرب بود كه موقعيت خود را در خطر احساس ميكردند. اما آنان در مواجه با جملاتي كه محمد(ص) آنها را آيات قرآن و فرستاده خداوند معرفي ميكرد دچار تضاد و سر در گمي شده بودند ...

اين جملات كلمه هاي عادي و يا حتي اشعار قوي و منسجمي نبودند كه تنها تاثير گذار ي ادبي داشته باشند . اين آيه ها در عين حالي كه به سادگي از خداوند يكتا و پرستش او اعتقاد به داوري اخروي و... سخن ميگفتند به صورت بي نظيري فصيح و بليغ بودند و نيروي اعجاب انگيز روحاني در مخاطب توليد ميكردند !!

اين نكته اي بود كه مخالفين متنفذ محمد(ص) را به طرز عجيبي متحير و مستاءصل كرده بود... به طوري كه از ميان راههاي مبارزه با اين پديده عجيب با سند قاطع تاريخ اطلاق شاعر و ساحر و جادوگر به محمد(ص) بيشتر نمود پيدا ميكرد و آلت دست دشمنان او ميشد !

آنها بارها آيات قرآن را پيش اساتيد و بزرگان شعر عرب بردند و تا جايي كه تاريخ گواهي ميدهد _ حتي تواريخ نقل شده از غير مسلمين و مخالفان ! _  آنها جز اظهار تعجب و حيرت در مقابل اين كلمات عكس العمل ديگري نتوانستند نشان بدهند ...

مقدار كمي تحقيق و جستجو در منابع ميتواند صحت گفتار فوق را به خواننده گان گرامي متذكر شود . حالا ابتدايي ترين سؤال ما از مخالفين جديد قرآن اينست كه آيا آن مطالب تنها در رابطه با نوشته هاي عادي و يا ضعيف و بي مقدار در قرآن در مقابل محمد (ص) آورده شد ؟؟!!!

آيا نوشته هايي كه شما آنرا به دور از فصاحت و بلاغت و عمق اعجاز آميز ميدانيد واكنش هاي سران و بزرگان عرب را بر انگيخته بود ؟! آنهم در سرزمين شعر و شاعري و فصاحت ؟؟؟ ... مگر شما محمد(ص) را فقط يك آدم باهوش زرنگ نميدانيد كه عقايدش را در ميان مردم با زيركي گسترش داد ؟

آيا چنين فرد باهوشي با يك سري سخنان كم مايه و به دور از فصاحت و بلاغت و... به نبرد شعراي و سخنوران شبه جزيره رفت و آنها را متعجب و حيران و درمانده نمود و در آخر مغلوب كرد ؟؟؟ 

 

قضاوت در اين مورد را به عهده مخاطبين گرامي و محققان و جستجوگران حقيقت ميگذارم و تا مقال بعدي و ادامه بحث شما را به دست حق تعالي ميسپارم.

يا عالم به كل شيء

+ نوشته شده در  جمعه 5 مهر1387ساعت 11:28  توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) | 

                          بسم الله الرحمن الر حیم    

  " قرآن و معجزه "

                                                   

گفتيم كه معجزات پيامبران دليل اولاي حقيقت عقيده ء آنها نيست و تنها براي روشن شدن

دلهاي زنگار گرفته و يا به دلايل زماني و مكاني در موارد معدود نسبت به طول سالهاي هدايتگري ايشان صورت ميگيرد.

و گفتيم كه قرآن كتاب پيامبر اسلام از بسياري جهات با ديگر معجزات تفاوت دارد و به

تعبيري "  معجزه ء معجزه ها " ست . اما چرا ؟....

براي بسط و توضيح اين مطلب بايستي به اين موضوع تكراري اشاره كرد كه : قرآن در زمان و مكاني  نازل شده است  كه به شهادت مورخان و انديشمندان در عين جهالت و گمراهي عميق مردم داراي خصوصيات ويژه اي بوده است كه به اختصار به آنها اشاره ميكنيم :

  1. سرزمين عربستان آنروزگار محل تلاقي چندين تمدن بزرگ بوده است و در عين حال استقلال و كناره خود از آنان را حفظ كرده بود ( بر عكس بين النهرين كه محل اختلاط كامل اين تمدنها و اديان بوده است ...)

 

  1. ادبيات و شعر و سخنوري در آنجا در اوج خود و شايد تنها داشتهء با ارزش  آنها بوده است و به حتم مشكلترين ادعا آن بوده است كه در اين زمينه كسی ادعاي اعجاز براي مردم سرزمين حجاز داشته باشد... 

 

  1. آغاززمينه هاي  فروپاشي ابر قدرتهاي بزرگ زمانه و تحول در نوع مناسبات  فرهنگ ها و زمينه سازي براي تحول انديشه جمعي در دنياي آن روزگار كه ادعاي معجزه از نوعي كه قرآن به آن تمسك جست را در نهايت آينده نگري و چالش انگيزي در يك زمان قرار داد....

            

در اين شرايط معجزه اي متفاوت با تمام آنچه كه داستانها ، روايتهاي مذهبي و حتي افسانه ها ي پيش از آن تنها به صرف ادعا نمي توانست پايدار و اثر گذار باقي بماند.

يكي از نكات جالب در تاريخ اسلام اينست كه ما هرگز يا به ندرت با تمسخرو رد اين كتاب به دليل كوچك شمردن و بي اهميت دانستن آن توسط دشمنان و معارضان با دين پيامبر جديد مواجه ميشويم و حتي عجيب تر آنكه همين دشمنان كه در تمسخر اصل دين محمد (ص) از هيچ تلاشي فرو گذار نميكردند ، در پرده و با كنايه در مقابل قرآن دست تسليم را بالا برده اند و به عجيب بودن و خاص بودن آن _ لااقل _ اعتراف كرده اند ...

اين اعترافات بارها با اشاره به ساحر بودن پيامبر و شاعر بودن وي و افسون مخاطبان بوسيلهء چيزهايي كه ميگويد ( همان آيات قرآن ) تكرار شده است و حتي به صورت مستقيم تر چنين مسئله اي صورت دگرفته است .( رجوع به جريان ارائهء آيات قرآن به استاد شعر عرب و ميزان شعرا در آنزمان و اعتراف وي ...)

 

 اعجاز قرآن توسط دانشمندان و عالمان قرآن شناس ، چند جنبه تقسيم شده است .

اعجاز لفظي   و  اعجاز معنوي

در ادامه به شرح بسيار مختصر اين دو جنبه از قرآن مي پرداريم....

       

در ضمن از اين جهت كه در زمانهء  حاضر ادعاها و شبهه هاي رسانه ها ، سايت ها كتابها و مقالات و ....به صورت ايرادات پراكنده و غير منسجم بيان شده است و به هر دست آويزي از سفسطه گرفته تا شبهات عقلي توسل جسته اند ، ما نيز سعي بر آن داريم تا اين ايرادات را به صورت موردي و با بيان مثال و جزئي نگري محدود پاسخ بگوييم.

 

جنبه هاي اعجاز لفظي قرآن مجيد

يكي از ايرادات و اتهاماتي كه در دوران جديد به اين كتاب وارد ميشود ، اينست كه قرآن در اصل فاقد فصاحت و بلاغت مشهور است و اينهمه تنها از تبليغات مسلمانها بوده است !!

همانطور كه عرض شد اين اتهام از از اين جهت كه حتي در دوران معاصر پيامبر نيز كسي جسارت  عرضهء آْنرا به همان دلايل كه گفتيم نداشت  ، اتهامي نو و تازه محسوب ميشود .

 

در جلسهء آينده به بررسي اين ادعا و نظاير آن مي پردازيم...

 

                                                             هوالاول والآخر والظاهروالباطن ...  

******************************************************************

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 1:53  توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
علیرضا نعمت پور ( پیمان )
××××××××××××××××

سلام و درود به محضر تمامی مهمانان عزیز
و دوستان مهربان من ... این وب لاگ دفترچه’
یادداشت کوچکی ست که رو’یاهای فقیر مرا
مسرور به دیدار چشمان شما میکند...
در آدرس این دفترچه " گرین" نام کوه بلندی
در لرستان است که از کودکی معلم استواری
ما بوده ست ... و "پیله’تنگ پروانگی" نام مجموعه
شعرهای چاپ شده در ذهن یاغی یک عاصی ست!
دیگر آن که نظرات شما توتیایی ست که بر دیده من
کشیده خواهد شد .
در ضمن در این وب لاگ به مباحث انسانی اعتقادی و ... نیز
گهگاه رجوع میشود زیرا بنده هنر و ادبیات را خارج از مسایل
عمیق انسانی و چالشهای او مورد علاقه خود نمی یابم و برایم خالی از اهمیت است.
امیدوارم این ورق چند مورد توجه تان قرار گیرد.
دفتر دیگر این بنده به نام "پاییز" در پیوندها مشهود نظر
شماست . امید که مقبول نیز اوفتد...
یا حق تعالی






پیوندهای روزانه
فال حافظ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
پیوندها
آرش گودرزی
سروش روحبخش
مریم شفیعی
مرتضی خبازیان
مهدی اخوان ثالث
عابد اسماعيلي
حسین منزوی
محمدعلی بهمنی
قیصر امین پور
جلیل صفر بیگی
حدیث لزرغلامی
وحید پورداد
فروغ فرخزاد
منیرو روانی پور
عباس معروفی
به روز شده گان
غزل
پژمان
مریم اکبری
پست مدرن !
محبوبه موسوی
لایزر
سوررئالیست
مهرناز مصباح
انجمن فردوسی
غروب کارون
فرهنگسرای نصراله مردانی
دوستان
سایت شعر
مریم و فرشاد
هنرهای ماورایی
شهرزاد
ریاضی و قرآن !
سيد ضياء قاسمي
سيد رضا شكراللهي
حسن حبيب زاده
حبيب زاده حسن
پائيز (عليرضا نعمت پور)
نهضت انتظار
اوقات شرعي
118
لغتنامه
مهاجر
پيام اسلام
محمد كاظم كاظمي
خبرهاي داغ ايران
مثل ماه من
كبود ( پيمان موسوي )
برهان
بانوي كوير
سايت محور
پشت ديوارها
گلچين شعر
عروسك كوكي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM